تعاونی ها ، آموزش و توسعه منابع انسانی
 
مقاله مديرعامل شرکت ( دکتر رجب علی نيكوئي ) جهت ارايه در اولين کنفرانس تعاون، اشتغال و توسعه
محل برگزاری: دانشگاه یزد - می 2005
 
 
 
 
تعاونی ها ، آموزش و توسعه منابع انسانی
 الف ) وضعیت موجود
  مقدمه وزارت تعاون با این باور که آموزش از مهمترین ارکان رشد مناسب و توسعه کیفی تعاونیها و مبنای اشتغال صحیح و پایدار در جامعه می باشد، در راستای اهداف آموزشی و پژوهشی خود فعالیتها و اقدامات متعددی را به مورد اجرا گذاشته است. از آن جمله در این مقاله سعی خواهد شد با بیان چکیده ای از یافته های طرح پژوهشی " ارزشیابی دوره های آموزشی برگزار شده توسط وزارت تعاون برای شرکت ها و اتحادیه های تعاونی در سال های 1375 تا 1379، نیازسنجی آموزشی و ارائه مدل آموزشی مناسب برای توسعه منابع انسانی بخش تعاون " که قرارداد آن در آواخر سال 1379 منعقد و فعالیتهای میدانی آن از خرداد 1380 (30/3/1380) پس از تصویب طرح تفصیلی آغاز شد، راهکارهای علمی – کاربردی ارائه گردد، باشد تا از طریق تبادل نظریات و اطلاعات پژوهشگران و اندیشمندان حاضر در این کنفرانس ارزشمند و بهره گیری از امکانات قانونی و جایگاه مهم وزارت تعاون در نظام اقتصادی کشور، در جهت تحقق پیشنهادات و مخصوصاً قانونمند شدن راهکارهای علمی – اجرایی، نتایج مطلوب برای توسعه منابع انسانی بطور اعم و در بخش تعاون بطور اخص عاید شود.

شایان ذکر است اهداف تعیین شده برای انجام این طرح پژوهشی، فعالیتی حجیم و وسیعی را به گروه تحقیق محول کرد، بطوری که گزارش نهائی طرح مفصلتر از آن شد که در یک جلد ارائه شود، لذا برای جلوگیری از تداخل مطالب و تفکیک آنها از یکدیگر ، محققان طرح و مسئولان وزارتخانه به این نتیجه دست یافتند که گزارش نهائی در چهار جلد به ترتیب زیر تنظیم و ارائه گردد :
جلد اول : مباحث کلی تعاون ، ( بررسی جنبه های نظری تعاون، وضعیت موجود و مشخصات طرح پژوهشی )
جلد دوم : ارزشیابی آموزشی ( بحث در مبانی نظری و علمی ارزشیابی، طبقه بندی و تجزیه و تحلیل اطلاعات و نتیجه گیری بخشی )
جلد سوم : برآورد نیاز آموزشی ( بحث در مبانی نظری و علمی برآورد نیاز آموزشی، طبقه بندی و تجزیه و تحلیل اطلاعات و نتیجه گیری بخشی )
جلد چهارم : خلاصه و نتیجه گیری ( خلاصه ای از مشروح گزارش، نتایج یافته های طرح و ارایه راهکارهای علمی و اجرایی برای توسعه منابع انسانی بخش تعاون )

قبل از ورود به سایر مباحث ، اشاره و تأکید بر دو موضوع را ضروری می دانیم:
اول این که آنچه در این مقاله به عنوان آموزش مورد بحث قرار می گیرد ، مفهومی است از آموزش که در برابر کلمه Training به معنی حرفه و کار آموزی و آماده شدن برای یک کار قرار دارد و با مفهوم آموزش عمومی Education متفاوت می باشد.

بدین ترتیب " آموزش " موضوع این بحث، فرآیندی است که طی آن ، فرد مهارت های مورد نیاز را برای انجام دادن یک عمل یا وظیفه شغلی کسب کرده و یا افزایش می دهد. به عبارت دیگر می توان گفت، این نوع آموزش ، به عنوان آموزش حرفه ای (به طور اعم ) به دو طریق می تواند به افزایش تولید کالا و خدمات و در نتیجه رشد و توسعه اقتصادی کمک کند ، یکی از طریق تأمین نیروی کار ماهر مورد نیاز جامعه در رشته ها و سطوح گوناگون و دیگری به صورت تکمیل و ارتقاء مهارت و در نتیجه افزایش بهره وری نیروی کار.
و دوم این که سرمایه اصلی کشورها، ذخائر طبیعی آنها نیست، بلکه منابع انسانی و اندیشه و استعدادهای انسانی آنهاست. اگر ذخائر طبیعی در خدمت توسعه منابع انسانی قرار گرفت، در آنصورت می توان از رشد سالم اقتصادی و توسعه پایدار صحبت به میان آورد، در غیر اینصورت کفران ثروت ها و نعمت های مادی خدادادی کرده ایم. آیا در عمل چه میزان از درآمدهای نفتی و غیرنفتی کشور ما صرف توسعه پایدار منابع انسانی می شود و مگر غیر از این است که تمام ضایعات مادی و معنوی در همه زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ریشه در عدم شناخت، کارایی، توانایی و مهارت انسانها دارد و نشأت گرفته از سوء رفتار و نگرش آنهاست.

تمام کشورها با درآمدهای سرانه بالا ، کشورهایی هستند که اغلب ذخائر طبیعی قابل توجه در اختیار ندارند و لذا منبع مورد توجه و اتکاء آنها صرفاً انسانهایشان می باشد. آنها انسان را سازمان و آموزش داده اند و از این طریق زمینه های افزایش بهره وری آنها را فراهم کرده اند. برای این منظور سازمان های پیشرفته انسانی در بخش خصوصی و بخش تعاون را تأسیس، حمایت و تقویت کرده اند ، زیرا هر یک از این دو بخش از طریق پایداری سیستم و مدیریت، انگیزه، خلاقیت و مسئولیت حرفه ای مدیران و تمام کارکنان، شرایط لازم را برای توسعه منابع انسانی ایجاد می کند و لذا سه مقوله تعاون، آموزش و توسعه منابع انسانی، سه مقوله در هم تنیده اند. به همین علت در طرح پژوهشی یاد شده و در این مقاله سعی شده است که پیشنهادات و نظریات متناسب با وابستگی ها و ویژگی های این مقولات باشند.

  تعاون و آموزشهای وزارت تعاون در یک نگاه
نهضت تعاونی در جهان که در ابتدا با مقاومت ها و مشکلات زیادی همراه بود، پس از چندی جایگاه ویژه خود را یافت و به عنوان راه سومی میان اقتصاد اشتراکی و دولتی و اقتصاد آزاد و مطلق سرمایه داری مطرح شد و به سرعت رو به پیشرفت نهاد، بطوریکه پس از جنگ جهانی دوم به نیروی قدرتمندی تبدیل و کشورهای بسیاری در پنج قاره با دیدگاههای مختلف سیاسی به آن پیوستند.

اتحادیه بین المللی، بانک تعاون، دانشگاه و سازمانهای دیگری در این زمینه به وجود آمدند. سازمان ملل متحد سال 1965 را سال تعاون نامید شرکتهای تعاونی شروع به تولید مشترک کردند و بدین ترتیب با سرمایه داری چند ملیتی به رقابت برخاستند. ولی این شکوفائی به دلایل مختلف روبه رکورد و سپس سقوط گذاشت.

شاید بتوان گفت مسایلی از قبیل عدم هماهنگی بین نیازهای بازرگانی با فعالیتهای تعاونی ، ناسازگاری اصل سود دهی با ارزشهای تعاون، بسیاری از تعاونگران را دچار ناامیدی و تردیدی وسیع در مورد این راه سوم اقتصادی جهان کرد. پس از این دوران ، برخی از صاحب نظران اقدام به مطالعه و تحقیق و دریافتن دلائل واقعی این مشکلات کردند. برخی از نظریه پردازان نهضت تعاون را به طور کلی رد کرده و با آن به جدال پرداختند. پس از این مطالعات و اختلاف نظرها، به تدریج موج تازه ای در نهضت تعاون پدیدار شد و ارزش، لزوم و اهمیت اصل تعاون بار دیگر مورد تائید قرار داد. این بار تعاون با تغییراتی در اشکال و فعالیتهای خود سربلند کرد. حال دیگر تعاونیها تنها عرضه کننده مواد غذایی نبودند، کتابفروشی ها، شرکت های دانش فنی، شرکت های تحقیقاتی و علمی ، فعالیت های عمران شهری و روستایی و سایر فعالیت های تخصصی تحت پوشش تعاونی ها شکل گرفتند.
بدین صورت در هر کشوری متناسب با نیازهای آن، نوعی از تعاونی گسترش یافت و تعاونیهای چند منظوره در نقاط مختلف ایجاد شد، بطوری که در آغاز هزاره سوم اتحادیه بین المللی تعاون (ICA)با بیش از 200 سازمان عضو از 100 کشور تقریباً 800 میلیون نفر عضو در سراسر جهان تحت پوشش دارد.

امروزه دیگر تردیدها جای خود را به باورها سپرده اند. صاحب نظران، تعاونیها را واحدهای موفق و بدون سروصدایی می دانند که در سراسر جهان اشتغال زا بوده ، علیه انحصار مبارزه می کنند، بازوی اقتصادی سازمانهای اجتماعی هستند و به عنوان شرکای دولتهای مردمی ، موجبات عدالت اجتماعی، توزیع مناسب ثروت، حفاظت محیط زیست، تغذیه و اشتغال را فراهم می آورند. سازمان ملل متحد نیز با حمایت از تعاون و پذیرفتن آن به عنوان نهضتی بالقوه برای ریشه کنی فقر، توسعه یکپارچگی اجتماعی و پیشرفت آحاد مردم، در پنجاه و ششمین مجمع عمومی سال 2001 با همکاری نهضت تعاون پیش نویس راهکارهای ایجاد فضای حمایتی از تعاون بوسیله دولتها را تهیه نمود.

نظام جمهوری اسلامی ایران نیز با مطالعات و تجربیات گوناگون به این نتیجه رسید که تعاون گستره ای است که فرصتهای بالندگی و رشد مادی و معنوی را برای آحاد جامعه فراهم می آورد و دولت می تواند در پرتو توجه به مبانی و اصول تعاون، ظرفیت ها و قابلیت های پراکنده و متنوع جامعه را ارتقاء دهد، از بار مشکلات اقتصادی، اجتماعی بکاهد و از طریق بهره گیری از توانمندیهای فکری، مشارکتی و مالی اعضای تعاونیها و نیز اعطای کمکها و تسهیلات قانونی و اقتصادی گامی بلند به سوی کاهش تصدی گیری دولت در امور مختلف بردارد. وزارت تعاون در طی سالهای گذشته نه تنها فعالیتهای متنوع خود را در زمینه توسعه تعاونیها گسترش داد، بلکه با آموزش و پژوهش در این راستا سعی کرد تا مبانی فرهنگی و علمی تعاون را نیز در سطوح مختلف جامعه گسترش دهد، بطوری که با توجه به تعداد شرکتهای تعاونی موجود در سرتاسر کشور، برای تعداد زیادی از جویندگان کار ، زمینه های اشتغال ایجاد شده است.

به این لحاظ وزارت تعاون نیز یکی از اهم فعالیتهای خود را به آموزش گروههای مختلفی که به طور مستقیم و یا غیرمستقیم با تعاون سروکار دارند، اختصاص داده است و می توان این گروهها را به ترتیب زیر طبقه بندی کرد:

  کارکنان شرکتها و اتحادیه های تعاونی در کلیه سطوح ( از اعضای هیاتهای مدیره تا کارکنان بخش خدمات )
   اعضای شرکتها و اتحادیه های تعاونی > کارمندان وزارت تعاون در سطوح مختلف و در حوزه های کاری ستادی و اجرایی
   آحاد مردم اجتماع که باید با مفهوم و روح تعاون در سطحی گسترده آشنا شوند

بدیهی است آموزش هر یک از این گروهها، اهداف، برنامه، چهارچوب و روشها و استراتژی مناسب خود را طلب می کند. در این راستا وزارت تعاون با توجه به وظایف مکتوب و مصوب خود بیشترین کوشش را برای آموزش کارکنان تعاونیها و سپس اعضای آنها مصروف می دارد. براساس این خط مشی آموزشهای وزارت تعاون برای این دو گروه تا سال 1379 در سه شکل مختلف ارائه می گردید.
   آموزش های تکدرس :
 این آموزشها معمولاً همه ساله بیش از 90 درصد از زمان آموزش را به خود اختصاص می دهند، از نظر تنوع موضوعی نیز دارای متنوعترین موضوعات آموزشی هستند ، بطوری که در سال 79 ، حدود 112 عنوان آموزشی را ارائه کرده اند. آموزشهای تکدرس خود به دو گروه آموزشهای الزامی در 6 عنوان و آموزشهای غیر الزامی در 106 عنوان تقسیم می شوند ، که با توجه به نوع مطالب و عنوان آموزشی برای کارکنان شرکتها و اتحادیه ها یا اعضای تعاونیها عرضه می گردند. > سمینارها و گردهمائی ها : سمینارها برای بررسی مسایل و مشکلات شرکتهای تعاونی تشکیل می گردد.
  جلسات آموزشی :
این نوع آموزش به صورت موردی و با حضور کارشناسان تعاون و متخصصین رشته های مختلف فنی در محل برگزار می گردد. این آموزشها به صورت گسترده در استانهای مختلف کشور ارائه می شوند و کلیه مناطق را زیر پوشش قرار می دهند. این تقسیم بندی سه گانه در آموزشها از سال 1380 دستخوش تغییراتی شد و در تقویم آموزشی 1380 آموزشها در هفت دسته به ترتیب زیر طبقه بندی شده اند.
دسته اول : دوره های تکدرس که فقط به آموزش قوانین و مقررات تعاون می پردازد
دسته دوم : دوره های تکدرس که در تمام تعاونیها کاربرد دارند
دسته سوم : دوره ها تکدرس که در چند نوع از تعاونیها کاربرد دارند
دسته چهارم : دوره های تکدرس که فقط در نوع خاصی از تعاونیها کاربرد دارند
دسته پنجم : کارگاههای آموزشی
دسته ششم : سمینارهای آموزشی
دسته هفتم : جلسات آموزشی

خط مشی آموزشی وزارت تعاون از سال 1380 در جهت ترغیب هر چه بیشتر ادارات کل تعاون استانها به استفاده از روش کارگاه آموزشی و آموزشهای غیر حضوری است. بدیهی است هرگونه برنامه ریزی و ارایه راهکارهای اجرایی جدید ، مستلزم ارزشیابی عملکرد گذشته و تشخیص نیازهای آتی است. براین اساس به برخی از یافته های این طرح پژوهشی پیرامون دو مقوله ارزشیابی و نیازسنجی اشاره می کنیم :
   ارزشیابی آموزشی
ارزشیابی که یکی از بخشهای بسیار مهم در فرآیند آموزش است ، اعم از آموزشهای عمومی یا حرفه ای ، رسمی و یا غیر رسمی، نه تنها میزان یادگیری شرکت کنندگان را می سنجد، بلکه تمام اجزاء و عناصر مؤثر در امر آموزش را مورد بررسی قرار می دهد. به عبارت دیگر ارزشیابی آموزشی فرآیندی است که طی آن میزان پیشرفت کار را می توان سنجید و فاصله بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب را تعیین نمود. بدین ترتیب ارزشیابی برای برآورد موارد زیر صورت می گیرد :
 1- میزان فراگیری مهارت های عملی ، اطلاعات نظری و رفتار انسانی کارآموزان برای یافتن پاسخ و راه حل چگونگی رفع کمبودها در مقایسه با هدف های فراگیری و رشد و پرورش هرچه بهتر آنان
 2- قضاوت در کارائی فرآیند آموزش از طریق بررسی چگونگی تدوین و اجرای برنامه آموزشی در زمینه های مالی ، اداری و خدماتی به منظور بهبود نتایج حاصل از این فرآیند
 3- بررسی میزان کارائی عوامل و اجزاء سازنده نظام آموزش از جهات کمی و کیفی و چگونگی ارتباط و همبستگی آنها باهم به منظور بهبود و افزایش کارایی این عوامل در جهت دستیابی به اهداف آموزشی. این عوامل عبارتند از : استانداردها و محتوای برنامه آموزشی ، فضا و محیط آموزش ، کارایی مربیان ، کارایی مواد و تجهیزات آموزشی و کمک آموزشی ، روشهای آموزش ، مدیریت آموزشی و ...
نگرش ابتدایی در خصوص ارزشیابی که صرفاً به اندازه گیری میزان آموخته ها و محفوظات ذهنی شاگردان می پرداخت و دوره آن حدود سال 1930 میلادی به پایان رسیده است ، متأسفانه هنوز هم بر بسیاری از دست اندرکاران آموزشهای ما حاکم است.
 3-1- خلاصه اهم نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به ارزشیابی دوره های آموزشی اجرا شده توسط وزارت تعاون بخش اول طرح پژوهشی مورد اشاره به ارزشیابی آموزشهای اجرا شده توسط وزارت تعاون برای شرکتها و اتحادیه های تعاونی در سالهای 1375 تا 1379 پرداخت. برای این منظور شش پرسشنامه متفاوت برای کسب نظرات گروههای درگیر با این آموزشها تهیه شد و به وسیله نمونه های انتخاب شده از جامعه مورد بررسی تکمیل گردید. نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به ارزشیابی دوره های اجرا شده به شرح زیر می باشد :
 3-1-1- دوره های آموزشی تکدرس ( حاصل نظرخواهی از آموزش دیدگان )
پراکندگی سنی : تفاوت میانگین سنی کارکنان ، اعضای تعاونی و مدیران عامل و اعضاء هیأت مدیره باید در هنگام تدوین برنامه آموزشی مورد توجه قرار گیرد ، زیرا در این دوره های آموزشی متولدین بعد از 1360 تا قبل از 1320 حضور داشته اند. در نقطه اوج منحنی توزیع سال تولد ، متولدین سالهای 40 تا 45 قرار دارند.
پراکندگی در سطح تحصیلات : پراکندگی در سطح تحصیلات در تمام سطوح کاری شرکتها و اتحادیه های تعاونی دیده می شود ، از بیسواد و کم سواد تا دکترا ، ولی بیشترین توزیع در تمام سطوح کاری ( به استثناء رؤسای هیأت مدیره) در سطح دیپلم و فوق دیپلم و سپس لیسانس است. رؤسای هیأت مدیره بیشترین توزیع در سطوح کمتر از دیپلم دارند.
  از نظر سوابق تجربی و شغلی : حدود 60 درصد شرکت کنندگان سابقه کمتر از 9 سال دارند

  هدف و برآورده شدن انتظارات شرکت کنندگان :
اهداف و انتظارات فقط حدود 27 درصد شرکت کنندگان در دوره های آموزشی تکدرس کاملاً برآورده شده است.
طی دوره آموزشی تأثیری در افزایش درآمد 3/67 درصد شرکت کنندگان نداشته است. در عین حال 3/80 درصد تمایل دارند که در دوره های تکمیلی شرکت نمایند. از کسانی که به شرکت مجدد در دوره های آموزشی تمایل ندارند ، بالاترین تعداد یعنی 8/35 درصد ، علت عدم تمایل را نداشتن وقت ذکر کرده اند. از نظر 9/33 درصد پاسخ دهندگان طول دوره ها کم می باشد.
 7/64 درصد از شرکت کنندگان اعلام کرده اند هدفشان از طی دوره آموزشی، ارتقا دانش، مهارت و یادگیری بیشتر در زمینه های شغلی آنان بوده است تا بتوانند وظایف خود را با توانایی و کیفیت بهتر به انجام رسانند و از این طریق به دیگران خدمت کنند.
  نظرات شرکت کنندگان در خصوص اساتید ، مربیان و کاربرد برنامه آموزشی در محیط واقعی کار :
شرکت کنندگان اکثراً دانش و آگاهی اساتید را در موضوع مورد تدریس تأیید می کنند ، ولی مهارت عملی و کاربردی را به اندازه دانش آنان ارزیابی نکرده و از این نظر امتیازات کمتری به آنها می دهند.
بررسی نظرات ارایه شده نشان می دهد که شرکت کنندگان از دانشی که در طی دوره کسب کرده اند راضی هستند و خود را از این نظر بسیار برتر از کسانی می دانند که دوره آموزشی را طی نکرده اند.
آنها می توانند از آموخته های خود در محیط واقعی کار بهره برده و با ارایه ایده های جدید ، روشهای غیرمفید کاری را تغییر دهند. این نتایج را می توان نکات روشنی از تأثیر و کاربرد آموزش در محیط واقعی کار دانست ، ولی مهارت عملی و سرعت در کار آنها هر چند که افزایش یافته اما مقدار آن به اندازه میزان افزایش دانش آنها نبوده است. از این دیدگاه تفاوت کمتری با کسانی که دوره را نگذرانده اند ، دارند.
به نظر آنان ، کارفرمایان چندان از ایده های جدید آنها استقبال نمی کنند و از استقلال عملی در انجام کارها یا شیوه های جدید برخوردار نمی باشند. شاید به همین دلیل است که کیفیت و کمیت تولید یا خدمتی که عرضه می کنند ، هماهنگ با میزان توانایی های آنها پیشرفت نکرده است.
  اغلب نکات منفی اعلام شده توسط آموزش دیدگان در رابطه با دوره های تکدرس در زمینه های زیر می باشد :
کمبود وسایل آموزشی و کمک آموزشی (وسیله کمک آموزشی بکاربرده شده در کلاسهای آموزشی اغلب تخته سیاه و ایزل و وایت برد بوده و از وسایل کمک آموزشی دیگر و سایر رسانه های آموزشی کمتر استفاده شده و یا اصلاً استفاده نشده است )
عدم دسترسی به جزوات آموزشی ، عدم هماهنگی سطح درک و فراگیری شرکت کنندگان در دوره ها و سطح تحصیلات آنان (بکنواخت نبودن سطح یادگیری )، کمبود ساعات آموزش ،کاربردی و عملی نبودن برنامه های آموزشی، مدون نبودن برنامه های آموزشی، فضاهای آموزشی از نظر امکانات از قبیل سرمایی و گرمایی مناسب نمی باشند و بالاخره از کم تجربگی، عدم اطلاعات کافی و عدم حضور منظم مدرسان و مربیان نیز به عنوان نکات منفی نام برده شده است.
 3-1-2- بررسی سمینارها ، گردهمائیها و جلسات آموزشی (نظرخواهی از شرکت کنندگان)
چون سمینارها ، گردهمائیها و جلسات آموزشی خصوصیات و اهدافی متفاوت با دوره های تکدرس دارند و به دلیل کوتاه بودن زمان آموزش ( در سال 1379 ، متوسط زمان سمینارها و گردهمائیها 3 ساعت و 37 دقیقه و متوسط زمان جلسات آموزشی3 ساعت و 27 دقیقه بوده است ) نمی توان از آنها انتظاراتی مشابه دوره های تکدرس داشت. لذا ارزشیابی آنها نیز در مقایسه با دوره های تکدرس متفاوت می باشد. برای بررسی این آموزشها پرسشنامه های مجزا تهیه شد.

برخی اطلاعات مربوط به سوالات ارایه شده به شرح زیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند :
توزیع سنی ، سطح تحصیلات و سطوح کاری شرکت کنندگان تقریباً مانند شرکت کنندگان در دوره های آموزشی تکدرس می باشد.
علاوه براین ، از شرکت کنندگان خواسته شده بود تا مشخص نمایند که در کدامیک از انواع برنامه های آموزشی ( سمینار ، گردهمایی و جلسات آموزشی ) شرکت کرده و عنوان و موضوع برنامه چه بوده است. متأسفانه بسیاری از پاسخ دهندگان (52 درصد) به علت کوتاه بودن مدت برنامه و گذشت زمان ، عنوان دقیق برنامه را به خاطر نمی آورند. ضمناً 69 درصد از این نوع آموزشها در محل اداره کل تعاون برگزار شده اند.

  از بررسی و تجزیه و تحلیل آمار مربوط به چگونگی داوطلب شدن برای شرکت در این نوع دوره آموزشی ، هدف از شرکت ، میزان برآورده شدن هدف، تمایل برای حضور در دوره های آموزشی بعدی و نوع دوره ، نتایجی به شرح زیر حاصل شده است:
 56 درصد از شرکت کنندگان به دلیل علاقه ، به طور شخصی داوطلب شرکت در دوره شده اند.
اغلب شرکت کنندگان در سمینارها و جلسات آموزشی اهداف نسبتاً معقولی را از شرکت در دوره آموزشی دنبال می کرده اند و برای کسب اطلاع و آگاهی بیشتر در برنامه حضور بهم رسانده اند ، ولی کسانی نیز کسب مهارت عملی و بالا بردن کیفیت کار ، مدنظرشان بوده است ، که تصور و انتظاری اشتباه از شرکت در این نوع برنامه هاست ، زیرا ممکن نیست که با یک جلسه چند ساعته ، آن چنان مهارت عملی در حضار ایجاد کرد که منجر به افزایش محسوس کیفیت کار شود. با توجه به این نکات ، انتظارات 32 درصد از شرکت کنندگان کاملاً برآورده شده است ، 57 درصد تا حدودی به هدف مورد نظر خود رسیده اند و 9 درصد کاملاً ناکام مانده و به اهداف خود نرسیده اند.
علی رغم اینکه حدود 66 درصد تا حدودی به هدف مورد نظر رسیده اند و یا کاملاً ناکام مانده اند ، ولی حدود 79 درصد از سوال شوندگان مایلند بازهم در دوره های بعدی شرکت نمایند. 20 درصد به این سوال پاسخ منفی داده اند.
نگرش هدفمند و علاقه کارکنان و اعضاء شرکتها و اتحادیه های تعاونی برای حضور در برنامه های آموزشی به منظور ارتقا سطح دانش و توانمندیهای عملی ، امیدوارکننده و قابل تقدیر است و ایجاب می کند مسئولان امر تمهیدات لازم و کافی به منظور ارایه آموزشهای کاربردی و توأم با کیفیت بیندیشند. امیدواریم نتایج این طرح گسترده و فراگیر تحقیقاتی در جهت اهداف وزارت تعاون و حمایت از شرکت ها و اتحادیه های تعاونی مؤثر واقع شود.
 3-1-3- سایر نظر خواهیها
علاوه بر شرکت کنندگان در دوره های آموزشی از مربیان و مدرسان ، مسئولان ، مدیران و کارشناسان آموزش وزارت تعاون ، کارفرمایان ، مدیران مسئول و رؤسای مستقیم آموزش دیدگان نیز درخصوص دوره های آموزشی وزارت تعاون نظر خواهی شد که با توجه به تنوع و فراوانی سؤالات و پاسخها به منظور خودداری از اطاله کلام ، نظر علاقه مندان را به نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات در جلد های 2، 3 و 4 گزارش نهایی جلب می نمائیم.
نکته قابل توجه این که 79 درصد کارفرمایان و رؤسای مستقیم آموزش دیدگان که بیش از نیمی از آنها سمت مدیرعامل دارند دارای تحصیلاتی بین دیپلم (32 درصد) تا لیسانس هستند. چهار درصد بالاتر از لیسانس و 16 درصد کمتر از دیپلم تحصیل کرده اند. تجربه کاری حدود 72 درصد آنها کمتر از 12 سال و 64 درصد کمتر از 7 سال می باشد.
نکات گوناگون در مورد کیفیت و کمیت دوره های آموزشی در قالب 25 سوال از کارفرمایان پرسیده شد. سوالات مذکور به دو قسمت تفکیک شده بودند. سیزده سوال به بررسی شرایط دوره های آموزشی در تخصص های اداری، اعم از دوره های الزامی یا سایر دوره هایی که مهارتهای اداری را افزایش می دهند ، مانند حسابداری، انواع مدیریت های اداری، حسابرسی و غیره. دوازده سوال نیز به سایر دوره های فنی و کاربردی که بیشتر برای اعضا ارایه می شود و احتمالاً منجر به اشتغال می گردد، اختصاص یافت که در نهایت نتایج زیر حاصل گردید :
کارفرمایان و روسای مستقیم آموزش دیدگان دوره های اداری تخصصی وزارت تعاون را برای شرکتهای تعاونی مفیدتر و موفق تر از دوره های فنی کاربردی می دانند. آنها معتقدند که این دوره ها تا حدود زیادی بردانش کارکنان می افزاید ، در سرعت بخشیدن به انجام کار ارباب رجوع مؤثر بوده و سطح روحیه و رضایت از کار را افزایش می دهد، ولی در افزایش مهارتهای عملی و گسترش ابتکار و نوآوری به همان اندازه موفق نیست و کمتر از همه درافزایش کمیت و کیفیت تولیدات موثر است. در عین حال براین نظرند که این دوره ها تا حد زیادی از دوباره کاری و اشتباه در کار می کاهد. دوره های آموزشی از نظر افزایش درآمد موفق نبوده و شانس اشتغال را چندان افزایش نمی دهد.
ضمناً نظر مسئولان شرکتها و اتحادیه های تعاونی در مورد نحوه پرداخت و مصرف چهاردرصد از سود خالص جویا شدیم :
شرکتها و اتحادیه های تعاونی موظفند همه ساله مبلغ چهاردرصد از سود خالص خود را به عنوان حق تعاون و اموزش به صندوق تعاون واریز نمایند. وزارت تعاون نیز موظف است در ازاء مبالغ دریافتی ، آموزشهای مورد نیاز شرکتها و اتحادیه های تعاونی را در اختیار آنها قرار دهد.
در این طرح تحقیقاتی در قالب پرسشنامه های مختلف ، در این زمینه سوال شد. داده های حاصله بیانگر این واقعیت است که تعداد شرکتهای مورد بررسی که چهار درصد سود خالص را پرداخته اند از سال 75 تا 79 سیرصعودی داشته است.
مبلغ پرداختی غالباً کمتر از یک میلیون ریال است و تعداد محدودی از شرکتها مبلغی بیش از ده میلیون ریال از این بابت پرداخت کرده اند.
از پاسخ دهندگان خواسته شده بود که مشخص نمایند که در مقابل چهاردرصد پرداختی ، چه آموزشها و خدماتی را دریافت کرده اند و آیا به نظر آنها، خدمات ارایه شده متناسب با مبالغ پرداختی بوده است و بازده آموزشی شرکت، هماهنگ با مبلغی که به عنوان حق تعاون و آموزش پرداخت کرده اند، می باشد. 29 درصد به این سوال پاسخ مثبت داده اند، ولی 56 درصد نظر منفی دارند. 15 درصد نیز این سوال را بدون پاسخ گذاشته اند.

  برآورد نیاز آموزشی
در تعریفی ساده می توان برآورد و تعیین نیاز آموزشی کارکنان را به شرح زیر عنوان نمود :
تعیین تغییرات کیفی و کمی در نحوه انجام وظایف و فعالیتهای کارکنان با استفاده از برنامه آموزشی و کارآموزی به منظور حصول بهترین نتیجه از کار آنها در این پژوهش سعی شده است که مراحل گوناگون علمی در برآورد نیاز آموزشی (تجزیه و تحلیل سازمان ، عملیات و فرد) تا حد ممکن منظور گردد. بدین لحاظ، اهداف ، وظایف و نحوه عملکرد وزارت تعاون ( در مرحله تجزیه و تحلیل سازمان ) مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. پس از بررسی منابع انسانی که مهمترین عامل در تجزیه و تحلیل سازمان است، تجزیه و تحلیل عملیات و فرد نیز انجام شد.
 4-1- خلاصه اهم نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به برآورد نیاز آموزشی
در اهداف طرح پژوهشی ، دو گروه برای برآورد نیاز آموزشی در نظر گرفته شده بودند :
کارکنان صف و ستاد وزارت تعاون
کارکنان شرکتها و اتحادیه های تعاونی

 4-1-1- بررسی نیروی انسانی وزارت تعاون
مشخصات و وضعیت کلی کارکنان وزارت تعاون در قالب تجزیه و تحلیل سازمان در جدول شماره 1 و نمودارهای 1 تا 5 نشان داده شده است. 61 درصد کارکنان وزارت تعاون بین 30 تا 45 سال سن دارند ( در سنین متوسط کاری ) آنان از یک سو دارای تجربه اولیه هستند و از سوی دیگر سالهای زیادی در اختیار وزارت تعاون خواهند بود ، بنابراین بخش عمده آموزشهای وزارت تعاون باید به آموزشهای بلند مدت و کوتاه مدت برای این گروه در داخل و خارج کشور متمرکز شود. 10 درصد کمتر از 30 سال سن دارند. برای این گروه آموزشهای توجیهی ، آشنایی با قوانین و مقررات حقوق کارکنان ، آشنایی با بخشها و وظایف گوناگون وزارت تعاون و از این قبیل پیشنهاد می شود و برای بقیه، آموزشهای مدیریت در سطوح میانی و عالی.

علاوه بر این سؤالات تکمیلی از کارکنان وزارت تعاون که حدود 25 درصد را مدیران ، معاونان ، رؤسا و مسئولان ادارات و 52 درصد را کارشناسان و بقیه را گروه کارکنان دفتری و کاردانها تشکیل می دادند ، مورد بررسی قرار گرفتند که برخی از نتایج به شرح زیر می باشند :
بیش از 83 درصد از جامعه مورد بررسی ، دوره آموزش ضمن خدمت را طی کرده اند. مدت 35 درصد از دوره های طی شده بیشتر از 100 ساعت است ، مجری حدود 61 درصد از دوره ها ، خود وزارت تعاون بوده و بقیه در سایر مراکز آموزشی دولتی و دانشگاهی آموزش دیده اند. بین این مراکز ، مرکز آموزش مدیریت دولتی با اجرای 25 درصد از دوره ها مقام اول را دارد. بیشترین عنوان دوره های آموزشی طی شده ، آموزشهای فنون اداری هستند ، پس از آن دوره های حسابداری و انواع دوره های توجیهی قرار دارند. کارکنان وزارت تعاون ، میزان دانش و مهارت خود و نیاز به آموزش را در انجام هر وظیفه در 5 سطح ( بسیار زیاد ، زیاد، متوسط ، کم و خیلی کم ) طبقه بندی کردند. نتایج حاصل را می توان به شکل زیر بیان کرد :
بیش از 21 درصد از پاسخ دهندگان میزان دانش و مهارت خود را در انجام وظایف اداری بسیار زیاد می دانند ، بین 48 و 49 درصد این میزان را در مورد دانش و مهارت زیاد ارزیابی می کنند ، 27 درصد از این دیدگاه به خود امتیاز متوسط می دهند و بین 2 تا 3 درصد دانش و مهارت خود را در انجام وظایف اداری کم و خیلی کم می دانند. در مقابل، در 47 درصد موارد نیاز خود را به آموزش در انجام وظایف شغلی ، بسیار زیاد و زیاد و در 31 درصد متوسط توصیف می کنند. تنها حدود 22 درصد از کارکنان معتقدند که در زمینه های وظایف اداری ، کم و یا خیلی کم به آموزش نیازمندند.
بیشترین نیاز به آموزش در زمینه تخصصهای کارشناسی و کارشناس مسئول در رشته های گوناگون وزارت تعاون می باشد. پس از آن امور تحقیقاتی و مطالعاتی قرار گرفته است. یکی از وظایفی که تحت عنوان راهنمائی و رسیدگی به شکایات عنوان شده ، از وظایفی است که در آن نیاز بسیار به آموزش دارند. شرکت مفید و مؤثر در اداره جلسات ، روش های پیگیری و ایجاد هماهنگی ، امور اداری و مالی و بالاخره امور نظارتی و مدیریت به ترتیب سایر نیازهای آموزشی کارکنان وزارت تعاون را تشکیل می دهد.
   کارکنان وزارت تعاون در کنار وظایف اداری به یک سری دانشها و مهارتهای جنبی که می تواند در نحوه کار آنها در ادارات مؤثر باشد به شرح زیر اشاره کرده اند :
آنان معتقدند که بیش از هرچیز به آموزش در مبانی و علوم اداری و مدیریت، شناخت اهمیت، ارزش و جایگاه بخش تعاون در توسعه اقتصادی کشور، آگاهی از قوانین و مقررات استخدامی و حقوق کارکنان و بالاخره مبانی علم تعاون در توسعه اقتصادی کشور، آگاهی از قوانین و مقررات استخدامی و حقوق کارکنان و بالاخره مبانی علم تعاون و قوانین و مقررات حاکم برآن نیاز دارند.
   کارکنان وزارت تعاون در مورد نیازهای آموزشی سطوح مختلف شغلی در زمینه های: (تخصصهای اداری، تخصصهای مربوط به کار تعاونیها، توانائیهای مدیریت، روابط انسانی، نوآوری و خلاقیت) اظهار داشته اند که : کارشناسان و متخصصان بیش از همه نیازمند آموزش می باشند. پس از آنها مدیران میانی، سرپرستان و بالاخره مدیران ارشد و معاونان قرار دارند و نوع نیاز هر گروه را به ترتیب زیر تعیین می کنند:
  در تخصصهای اداری به ترتیب، کارکنان اداری و دفتری، مدیران میانی و سرپرستان و کارشناسان و کارکنان امور مالی نیازمند آموزش هستند.
  در تخصصهای مربوط به تعاونی، کارشناسان، مدیران میانی و مدیران ارشد بیش از سایرین نیاز به آموزش دارند.
   در توانائیهای مدیریت و روابط انسانی، مدیران میانی و سرپرستان، مدیران ارشد و معاونان و بالاخره کارشناسان نیازمند آموزشند.
  در زمینه نوآوری و خلاقیت، کارشناسان ، مدیران ارشد و میانی به ترتیب بیشترین نیاز به آموزش را دارند. در جمعبندی کلی ، گروه کارشناسی بیش از سایرین نیازمند آموزشند. پس از آنها مدیران میانی و سرپرستان و بالاخره مدیران ارشد و معاونان به انواع آموزشها نیاز دارند. کارکنان امور دفتری و اداری ، کمک کارشناسان ، کارکنان مالی و خدمات به ترتیب بعد از سه گروه اصلی قرار گرفته اند.
   کارکنان وزارت تعاون در مورد عواملی که باعث ایجاد مشکل در انجام کارها می شود و نارسائیهای اداری را به وجود می آورد نیز نظرات خود را اعلام داشتند. جمعبندی این نظرات نشان می دهد که کارکنان بزرگترین مشکل و عامل نارسائی را در وزارتخانه ، ناشی از نبودن سیستم مدیریتی صحیح و کارا می دانند. سایر عوامل ذکر شده به ترتیب ضرایبی که کسب کرده اند عبارتند از :
   عدم وجود برنامه ریزی دقیق ( که در واقع آن هم بخش عمده ای از نارسایی مدیریت است )
   عدم وجود انگیزه برای انجام کار > عدم وجود دانش و مهارت کافی در کارکنان
   مسایل و مشکلات مالی و اقتصادی کارکنان
   مشخص نبودن وظایف سازمانی > مشکلات ناشی از روابط انسانی نامناسب
   حاکمیت رابطه به جای ضابطه و عدم وجود نظام مبتنی بر شایسته سالاری و تبعیض و بی عدالتی
   انتقال کارکنان از نهادهای غیر تخصصی به بخش تعاون
   نامناسب بودن ساختار اداری
   عدم وجود نظارت ، بازرسی و ارزیابی از کار مدیران و دستگاههای اجرایی
    توجه زیاد مدیران اجرایی به مسائل سیاسی
    نبودن تخصص و آگاهی کافی نسبت به قوانین و مقررات تعاون ، علوم و مهارتهای مورد نیاز
    عدم هماهنگی بین مدیران و مسئولان قسمتها و ...

   کارکنان وزارت تعاون بیش از همه خواستار شرکت در دوره های آموزشی هستند که تحت عنوان دوره های تکدرس به وسیله وزارت تعاون برگزار می شود ( هر چند که این دوره ها ظاهراً برای کارکنان شرکت های تعاونی و اتحادیه ها تشکیل می شود ) بعد از آن دوره های کوتاه مدت ضمن خدمت و سپس آموزشهای بلند مدت دانشگاهی و به دنبال آن تحصیل در دانشگاه جامع علمی – کاربردی مربوط به بخش تعاون را پاسخگوی نیاز آموزشی خود می دانندو دوره های کوتاه مدت تخصصی در خارج از کشور ، کارگاهها و جلسات آموزشی ، سمینارها و گردهمائیهای تخصصی تعاونی در داخل و خارج کشور از دیگر امکاناتی است که کارکنان وزارت تعاون برای رفع نیازهای آموزشی پیشنهاد می کنند.

مدیران و مسئولان ، نیازهای آموزشی کارکنان تحت سرپرستی را در زمینه های زیر اعلام کرده اند که در طرح پژوهشی برای محاسبه وزن و میزان نیاز و تعیین میانگین آنها ، امتیازاتی برای درجات زیاد ، متوسط و کم در نظر گرفته شده است :
روابط انسانی در محیط کار ، قوانین و مقررات ، نوآوری و خلاقیت ، تخصصهای مالی و اداری ، توانائیهای مدیریت ، امور بازرگانی ، تخصصهای گوناگون تعاونیها .

ب ) پیشنهادات و ارایه راهکارهای علمی و اجرایی نتایج تجزیه و تحلیل داده ها در بخش های ارزشیابی و نیازسنجی آموزشی و همچنین پیشنهادات و انتظارات سازنده ای که گروههای متفاوت جامعه مورد بررسی ارایه داده اند ، را می توان در چند مبحث کلی به شرح زیر گردآوری نمود. راهکارهای علمی و اجرایی و مدل مناسب آموزشی برای توسعه منابع انسانی بخش تعاون ، در قالب همین مباحث ، پیشنهاد شده اند :
   رسالت آموزش حرفه ای
    الگوی موثر آموزشی برای بخش تعاون ، اعم از نوآموزی و بازآموزی > برنامه ریزی آموزشهای فنی و حرفه ای ( اصول و عوامل موثر ، روشها و ساختار سازمانی )
    مدرسان و مربیان
    فضا ، امکانات و تجهیزات آموزشی
    تحقیق و توسعه در آموزشهای فنی و حرفه ای
    سایر پیشنهادات ( تبلیغات ، مرکز آموزش عالی تعاون ، آموزش ضمن خدمت کارکنان )

 1- رسالت آموزش حرفه ای
همان گونه که در مقدمه اشاره شد ، آموزش مورد بحث ما ، تحصیل مهارت و تخصص و یا به عبارت دیگر آموزش فنی و حرفه ای و کارآموزی را دربر می گیرد. این نوع آموزش برخلاف تحصیلات رسمی ( از دبستان تا دانشگاه ) ، هدف و گرایش آن مشخص و در زمان نسبتاً کوتاه قابل حصول است و معمولاً آن را بعد از یکی از مراحل تحصیلات رسمی برای یادگیری کار و حرفه آتی ، می گذرانند.
بدین ترتیب آموزش فرآیندی است که طی آن ، فرد مهارت های مورد نیاز را برای انجام دادن یک عمل یا وظیفه شغلی کسب کرده و یا افزایش می دهد. به عبارت دیگر می توان گفت آموزشهای فنی و حرفه ای به دو طریق می توانند به افزایش تولید کالا و خدمات و در نتیجه رشد و توسعه اقتصادی کمک کند :
   تأمین نیروی کار ماهر مورد نیاز جامعه
    افزایش بهره وری نیروی کار
افزون براین ، آموزش و اشتغال دارای اثرات تبعی اجتماعی ، نظیر تاثیر در توزیع بهتر درآمد جامعه و کاهش مهاجرت از روستا به شهر می باشد. ناگفته نماند که روی آوری و اقبال مردم و به ویژه جوانان هر جامعه به آموزشهای حرفه ای و تخصصی از میان سایر عوامل ، تابعی است از میزان تخصیص منایع و امکانات کشور ، اعم از بخش دولتی و خصوصی برای این منظور ، پاداش مادی و معنوی کسانی که به این آموزشها روی می آورند و مخصوصاً شناخت آثار و ارزش این آموزش از طرف خانواده و اجتماع .

آموزش حرفه ای در گذشته ، به ویژه در ایران جایگاه قابل اعتنایی در سیاست کلی آموزش کشور نداشت ، خوشبختانه به تازگی مورد دقت و توجه خاص تصمیم سازان ، تصمیم گیران ، سیاستمداران و همچنین عموم مردم می باشد ، بطوری که بحث پیرامون نظام ، فرم ، تغییرات ، جایگاه ، ساختار و محتوای آموزش حرفه ای و نظایر آن در زمره برنامه های روزمره قرار گرفته است.

از طرف دیگر آموزش در بخش تعاون باید علاوه بر تاثیر گذاری بر تامین نیروی کار ماهر ، ایجاد اشتغال و افزایش بهره وری نیروی کار ، در ایجاد تفکر و منش تعاون نیز مؤثر می باشد. این وظیفه مهم از طریق ارایه آموزشهای حرفه ای ، اعم از آموزشهای توجیهی و کاربردی ، فنی و تخصصی اولیه و سمینارها و گردهمائیها و جلسات آموزشی ، انجام پذیر می باشد ، زیرا آموزش حرفه ای علاوه بر انتقال مهارت ، توانائی ، دانش و آگاهی و درک تخصصی ، در زمینه های ارزشی و رفتاری نیز موجب تأثیرات مثبت می شود. این ویژگیها در فرآیند انجام فعالیتهای حرفه ای به عرصه ظهور می رسند. در این نوع آموزشها نه تنها برآورد نیازهای موجود در واحدهای تولید در بخشهای مختلف اقتصادی مبنای جهت گیریهای شغلی است ، بلکه تاحدی که تغییرات و تحولات در نیازهای آتی قابل پیش بینی باشد ، آمادگی برای انجام آنها نیز در آموزشگیران ایجاد می گردد. بنابراین شرکت در دوره های آموزش حرفه ای ، دوره های آموزش تکمیلی و بازآموزی در فواصل ، مقاطع و طول دوره های متفاوت به شاغلین ارایه می گردد تا ضمن تجدید نظر در مهارت ، توانایی ، دانش ، تجارب و رفتارهای فردی و حرفه ای خود ، نسبت به تعمیق و توسعه آموخته ها و تجارب قبلی ، آموزشهای لازم را کسب نمایند. رفع مشکلات و موانع ، ارتقاء کیفیت تولیدات و افزایش بهره وری در زمینه های مختلف از دست آوردهای دیگر این آموزشها خواهد بود. با توجه به تشابه انواع موجود آموزشهای وزارت تعاون با مطالب یاد شده در بالا ، پیشنهاد می گردد ، به آموزشهای تکدرس غیر الزامی که جنبه حرفه آموزی دارند. عنوان " نوآموزی حرفه ای" و به سمینارها ، گردهمائیها و جلسات آموزشی ، عنوان " بازآموزی حرفه ای " اطلاق شود. برنامه های بازآموزی حرفه ای می توانند در قالب آموزشهای تکمیل مهارت اجرا گردد. بدیهی است که در این صورت باید ساختار برنامه ها و شیوه اجرا مورد تجدید نظر اصولی قرار گیرد.

 2- الگوی مؤثر آموزشی برای بخش تعاون
برخی عوامل و واقعیتهای تاریخی و اجتماعی ، از قبیل :
رقابت حرفه ای و اجتماعی رعایای آزاد شده با مالکان سابق و پیشه وران با صاحبان کارخانجات ( مخصوصاً در کشورهای اروپایی ) و همچنین جایگزینی خودیاری بجای بخشش ثروتمندان به فقرا ، لزوم ایجاد اطمینان و اعتماد در کسانی که مایل به اعطای کمک به جمع و حرکت در جمع هستند و تحقق شعارهای تخصص ، دموکراسی و استقلال و نظایر آن که فلسفه و مبنای تفکر ایجاد تعاونی می باشند ، باعث تعریف ویژگیهائی مانند : خودیاری ، خودگرائی ، مسئولیت پذیری در قبال خویشتن و در عین حال تحقق خواستهای گروهی به صورت مستمر ، قابلیت تطابق ، تحول و تغییر و ... برای " تعاون " شده اند. شباهت این ویژگیها با تأثیراتی که آموزش حرفه ای بر تغییر رفتار و منش آموزشگیران باید داشته باشد ، تائید و تاکیدی است براهمیت این نوع آموزشها برای تمام بخشهای اقتصادی ، بطور اعم و بخش تعاون بطور اخص. لذا بررسی نظام های متفاوت آموزش حرفه ای به منظور انتخاب روشهای آموزشی متناسب با شرایط ملی و مخصوصاً نیازهای تعاون به نحوی که قادر باشند در حین آموزش "خصلت های حرکت تعاون" را تقویت نمایند ، اجتناب ناپذیر می باشد.
 2-1- مقایسه نظام های آموزش حرفه ای شناخت نظام های کلان آموزش حرفه ای ( ماکروسیستم ها ) از طریق " محل های آموزش " که ضابطه مورد پذیرش عموم برای طبقه بندی آن آموزشهاست امکان پذیر می باشد. نظامهای متعدد آموزش حرفه ای را می توانیم برحسب محل آموزش به چند نوع اصلی تقسیم کنیم که معمولاً در سه یا چهار نوع به شرح زیر رایج می باشند :
    الگوی بنگاه ( واحد تولیدی و یا بازار ) : در این سیستم که کاملاً وابسته به تولید می باشد ، تمام دوره آموزش در یک بنگاه اقتصادی و با هزینه بنگاه آموزش دهنده اجرا می شود ( الگوی ژاپن ) و قدیمی ترین روش آموزش حرفه ای نیز می باشد.
    الگوی مدرسه ، که در نقطه مقابل الگوی بنگاه اقتصادی و با هزینه بنگاه اقتصادی قرار دارد : در این الگو تمام آموزش در یک مدرسه حرفه ای انجام می شود و قاعدتاً هزینه آن از بودجه عمومی پرداخت می گردد. ( الگوی سوئد و یا هنرستانهای فنی و حرفه ای غیر جوار در ایران )
    الگوی تعاون : همان گونه که در نمودار 6 نشان داده شده است ، بین این دو الگوی صرف بنگاهی و یا مدرسه ای ، دو نوع الگوی همکاری و یا تعاون وجود دارد. که در یک نوع آن مانند سیستم دوگانه آلمان ، اطریش و سوئیس بخش خصوصی در بنگاه اقتصادی و بخش دولتی در مدرسه حرفه ای با تقبل هزینه های مربوطه ، اجرای آموزش حرفه ای را متقبل می شوند. نوع دیگر مدل تعاون و همکاری ، شامل ارایه آموزش حرفه ای در مرکز آموزش و بنگاه اقتصادی می باشد. ( مانند الگوی برزیل ، در ایران نیز زمینه های اجرای این الگو موجود می باشد.)
 2-2- الگو و روشهای پیشنهادی برای دوره های آموزشی وزارت تعاون
 2-2-1- دوره های نوآموزی فنی و حرفه ای ( تکدرس غیر الزامی که جنبه حرفه آموزی داشته باشد )

از بررسی نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات چنین استنباط می شود که علی رغم برآورده نشدن انتظارات شرکت کنندگان در دوره های آموزشی ، ولی اکثریت ( حدود 80 درصد سئوال شوندگان ) مایل به شرکت در دوره های آموزشی ، اعم از نوآموزی و یا بازآموزی می باشند . این نظر بیانگر علاقه وافر تعاونگران و یا متقاضیان تاسیس تعاون به شرکت در دوره های آموزشی است. هدف از شرکت در دوره های آموزشی ، ارتقاء دانش ، مهارت و حرفه آموزی اعلام شده است. اغلب شرکت کنندگان در دوره های آموزشی تکدرس در سنینی هستند که خود می توانند لزوم شرکت در دوره های آموزشی را درک نمایند. لذا بایستی این دوره ها و برنامه های آموزشی آنها برای شرکت کنندگان داوطلبانه باشند. هرچه بیشتر افراد را به حضور داوطلبانه در دوره های آموزشی تشویق کنیم ، علاوه بر ایجاد احساس صحیح در آنان نسبت به آموزش ، انگیزه یادگیری نیز در آنان بیشتر و بهتر خواهد شد. کمبود امکانات تجهیزاتی و فضای فیزیکی آموزشی ، کوتاه بودن طول دوره آموزش ( در مقایسه ساعات آموزشی بعضی از رشته های مشابه در وزارت تعاون و سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور ) ، ضعف مدیریت و برنامه ریزی برای اجرای دوره ، ضعف اطلاع رسانی ، عدم دسترسی به منابع و جزوات آموزشی ، کاربردی نبودن محتوای برخی از دور های آموزشی، ضعف آموزشهای عملی و بطور کلی عدم ارتباط آموزش با محیط واقعی کار ، کمبود مدرسان و مربیان مجرب و آشنا به مباحث عملی ، جزء اعتراضات آموزش دیدگان و از جمله دلایل فقدان بازدهی مطلوب دوره های آموزشی می باشد. ما براین عقیده و باور هستیم که به منظور دسترسی به اهداف فوق و رفع موانع و کمبودها ، جلوگیری از دوباره کاری ، صرفه جویی در هزینه های آموزشی و اقتصادی کردن فرآیند آموزش ، دوره های نوآموزی فنی و حرفه ای ، بجای وزارت تعاون برحسب گروه رشته آموزشی ، ( صنعت ، خدمات ، هنر ، کشاورزی و .... ) توسط دستگاه اجرایی متولی آموزش آن گروه برگزار شوند. برای این منظور " تشکیل کمیسیون مشترک آموزشی " متشکل از نمایندگان وزارت تعاون ، دستگاه متولی آموزش حرف مورد نظر ، اتحادیه تعاونی و صنف مربوط به حرفه مورد نظر ، ستاد هماهنگی آموزشهای فنی و حرفه ای و کمیته آموزش فنی و حرفه ای وابسته به شورای برنامه ریزی و توسعه استان ذی ربط پیشنهاد می گردد. " افزایش کیفیت آموزش " و ارتباط آن با واقعیت های کاری که مورد درخواست درصد قابل توجهی از سئوال شوندگان جامعه مورد بررسی می باشد ، از طریق " مشارکت واحدهای تولیدی" ( شرکتها و اتحادیه های تعاونی ) در اجرای آموزش حاصل خواهد شد. " الگوی تعاون و همکاری بین واحدهای تولیدی و مرکز آموزشی " به عنوان یکی از نظامهای کلان آموزش حرفه ای ، پیشنهاد مناسبی برای دسترسی به اهداف فوق می باشد. بخش" آموزشهای عمومی " طبق استانداردهای مهارت و آموزشی، در مراکر آموزشی سازمان آموزش فنی و حرفه ای (و یا مراکز آموزشی سایر دستگاههای متولی ) و بخش " تخصصی" در شرکتهای تعاونی اجرا می گردد.
 2-2-2- دوره های آموزشی الزامی
برای اجرای این دوره های آموزشی پیشنهاد تهیه بسته های آموزشی (Package) و استفاده از امکانات پیشرفته آموزشهایOnline ارایه شده است.
 2-2-3- بازآموزی حرفه ای
به منظور تغییر ساختارها در برنامه و شیوه اجرای سمینارها ، گردهمائیها و جلسات آموزشی پیشنهاد می شود کمیته ای متشکل از نمایندگان وزارت تعاون ، اداره کل تعاون محل برگزاری دوره آموزشی ، اتحادیه های تعاونی مربوطه و همچنین دستگاه اجرایی و یا موسسه مربوط به موضوع دوره آموزشی تشکیل شود و پس از تعیین موضوعات و زمانهای برگزاری و مخصوصاً طول دوره های پیش بینی شده و شیوه اجرا ، تمهیدات لازم را برای اطلاع رسانی مناسب بیندیشد. تهیه جزوات و مدارک آموزشی ، رعایت تجانس تحصیلی شرکت کنندگان و سایر عوامل موثر در افزایش بهره وری دوره ها توسط کمیته مورد اشاره تهیه خواهد شد. دوره های آموزشی ( بازآموزی حرفه ای ) برای شرکتها و اتحادیه های تعاونی ، بصورت کارگاههای آموزشی و جلسات بحث و گفتگو و تبادل نظر و تجربه که ممکن است برحسب موضوع دوره آموزشی بجای چند ساعت ، تا چند روز هم بطول انجامد ، برگزار خواهد شد. محل برگزاری دوره های آموزشی و امکانات و تجهیزات آموزشی و رفاهی از عوامل بسیار موثر در افزایش بازدهی دوره محسوب می گردد.
 3- فضا ، امکانات و تجهیزات آموزشی
وجود نواقص گوناگون در فضاهای آموزشی ، مانند : عدم تناسب حجم محل آموزش با تعداد شرکت کنندگان ، عدم رعایت نظافت ، ضعف و یا عدم وجود سیستم برودتی و حرارتی و همچنین کمبود امکانات تجهیزاتی و وسایل آموزشی و کمک آموزشی از دیدگاه شرکت کنندگان در انواع دوره های آموزشی وزارت تعاون با بیشترین فراوانی در رأس فهرست چالشها و موانع قرار دارد. فضاهای مناسب آموزشی ابزار و وسایل آموزشی و کمک آموزشی از عوامل مهم در کارایی و بهبود فرآیند دوره های آموزشی محسوب می شوند ، بطوریکه امروزه از یک نقش جنبی به طرف یک جزء تفکیک ناپذیر در آموزش حرکت کرده و سبب ایجاد ارتباط صحیح بین مدرس و آموزشگیران می شوند.
در این خصوص پیشنهاد می شود که :
وزارت تعاون با همکاری اتحادیه های تعاونی مربوط ، با رعایت تجانس شغلی دوره های آموزشی ، مخصوصاً دوره های بازآموزی را در مکانهای مناسب و جذاب برگزار نماید. با افزایش طول دوره آموزشی ، امکان تجمع محدود چند روزه برای عده ای که مسایل و مشکلات یکسان دارند ، فراهم گردد. دوره آموزشی باید برحسب موضوع ، بصورت کارگاه آموزشی و یا روشهای دیگر ، توأم با بحث و گفتگو و تبادل نظر و تجارب در فضای مناسب و مجهز به امکانات و وسایل آموزشی و کمک آموزشی با حضور نمایندگان وزارت تعاون ، اتحادیه های تعاونی ذی ربط و مدرسان ، برنامه ریزی شود. حضور دست اندرکاران و صاحب نظران موضوع مورد بحث در دوره آموزشی که حتی الامکان از موسسات و دستگاههای اجرایی مرتبط دعوت می شوند ، در کارایی دوره و هدفمند بودن مباحث نقش موثر خواهد داشت. نتایج حاصل از مباحث دوره های آموزشی و بازآموزی باید توسط کمیته پیشنهادی مربوطه پیگیری شود و در صورت لزوم دوره آموزشی مورد نظر استمرار داشته باشد. مدیریت دوره باید نسبت به تهیه تجهیزات آموزشی و کمک آموزشی و بکارگیری آنها در طول دوره تمهیدات لازم را بیندیشد. ضمناً اضافه می نماید که تهیه مکانهای ثابت توسط وزارت تعاون و اتحادیه های تعاونی در نقاط مختلف کشور و به ویژه در مکانهای سیاحتی و آماده سازی آنها برای این منظور نیز توصیه می شود. بدیهی است راهکارهای قانونی ، نحوه تأمین اعتبار و سایر مسایل و شرایط اداری و حقوقی آن باید توسط مقامات و مسئولان مورد بررسی قرار گیرد. گذشته از این ، باید هموراه مد نظر داشت که هزینه های آموزشی و تحقیقاتی ، چنانچه با مدیریت و برنامه ریزی صحیح و حفظ مصالح و منافع عموم انجام شود ، یک نوع سرمایه گذاری برای آینده محسوب می شود که قطعاً ایجاد اشتغال و تأمین منافع و اقتدار ملی را دربرخواهد داشت.
 4- مدرسان و مربیان
هر چند که اکثر مدرسان و مربیان دوره های آموزشی وزارت تعاون دارای مدارک دانشگاهی لیسانی و فوق لیسانس می باشند ، ولی براساس تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده ، نکات منفی مانند : عدم تجربه و اطلاعات کافی در زمینه های عملی ، ضعف مهارت در انتقال موضوعات مورد بحث ، عدم حضور به موقع در کلاس و خارج از موضوع صحبت کردن ، در مورد برخی از آنان مصداق دارد. با توجه به اینکه موقعیت دوره های آموزشی منوط به وجود مدرسان و مربیان ذی صلاح می باشد ، لذا مدیریت های دوره های آموزشی باید دقت لازم را در شناسایی و انتخاب آنان به عمل آورند. برای این منظور معیارهایی به شرح زیر توصیه می گردد :
    دارا بودن دانش و مهارت لازم در زمینه موضوعات مورد تدریس
    آشنایی با روشهای تدریس
    توانایی انتقال دانش و مهارت به آموزشگیران
   اندیشیدن توأم با بصیرت درونی به مسئولیت خود به عنوان الگو
    رعایت اخلاق و رفتار نیک و وقت شناسی
    توانایی ارزیابی میزان یادگیری شاگردان
    توانایی جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها به منظور دستیابی به راهکارهای اصلاح بهبود فرآیند تعلیم و تعلم و رفع کمبودهای فراگیران ایجاد انس ، آشنایی و ورود جوانان و شاغلان کار در روابط سازمانی واحدهای تولیدی ، ایجاد ارتباط سازنده بین آنها و توسعه روح تعاون بین کارکنان باید با حمایت ها و مراقبت های مدرسان و مربیان ذی صلاح و مجرب صورت پذیرد که این خود یکی از ارکان مهم مدیریت منابع انسانی در ساختار سازمانی به شمار می رود. تخصص ، پداگوژی و سازماندهی باید در مدرسان و مربیان تجلی کند. وظیفه مدرس و مربی از پذیرش کارآموز شروع می شود. آنان باید ضمن دارا بودن حق اظهارنظر ، در تصمیم گیریها نیز حضور داشته باشند. مهارتهای کلیدی و تخصص های پیشرفته شغلی وظیفه خطیر و سنگین مدرسان و مربیان را دو چندان می کند. در برنامه ها و روش های جدید آموزش حرفه ای ، مدرسان و مربیان نباید نقش فرمانده و پیشتاز را ایفا نمایند ، بلکه به عنوان مجری ، هدایت و سازماندهی یک پروسه آموزشی را به عهده دارند. بنابراین پیشنهاد می شود : همان طور که وزارت تعاون در ساختار پیشنهادی آموزشی ، براجرای دوره های نوآموزی توسط دستگاههای مجری آموزش نظارت دارد ، در زمینه انتخاب ، آموزش و بازآموزی مربیان و مدرسان این دوره ها نیز نظارت خود را اعمال نمایند. برای آن تعدادی از مدرسان و مربیانی که جزء کارکنان ثابت وزارت تعاون هستند و دربرگزاری آموزشهای الزامی و دوره های بازآموزی و آموزشهای تکمیلی مشارکت دارند ، باید در مرکز آموزش عالی تعاون ، آموزشهای ویژه مربیگری و تربیت مدرس و همچنین دوره های مستمر بازآموزی پیش بینی شود. به منظور استفاده از استانداردها و تجارب بین المللی ، ارتباطات آموزشی با کشورهای پیشرفته به صورت اجرای دوره های بازآموزی در ایران و یا اعزام کوتاه مدت ، هدفمند و برنامه ریزی شده مدرسان و مربیان به خارج برای آشنایی و کسب مهارتهای پیشرفته مربیگری توصیه می گردد.

 5- تحقیق و توسعه در آموزش اجرای اثربخش سیاستهای اقتصادی و اجتماعی و تحقق اهداف برنامه های بخشی ، منطقه ای و ملی بطور اعم و در بخش تعاون بطور اخص در گرو رشد و توسعه منابع انسانی می باشد. بدین لحاظ پژوهش و تحقیقات کاربردی در جهت نوآوری و اصلاح و تجدید ساختار برنامه ها و شیوه های معمول آموزشی که مهمترین عامل برای این منظور است باید از توجه و رونق کافی برخوردار بوده و نتایج آن قانونمند شود ، در غیر اینصورت برخوردهای سلیقه ای و دوباره کاریها ، اتلاف جبران ناپذیر سرمایه های مادی و معنوی جامعه را در پی خواهد داشت. در خصوص سایر مباحث و موضوعاتی که در این مقاله اشاره نشده است ، نظر علاقه مندان را به جلد 4 گزارش نهایی پروژه تحقیقاتی جلب می نمائیم. و سخن پایانی این است که تشکیل کمیته ویژه به منظور پیگیری نظرات و پیشنهادات ارایه شده در این همایش و همچنین یافته های سایر فعالیتهای تحقیقاتی پیرامون رشد و توسعه تعاونیها و منابع انسانی تا حصول نتیجه و تدوین سیستم ها و قانونمند شدن راهکارها ، پیشنهاد می گردد.
فهرست منابع و مآخذ
> تولوس ، رابی ، توسعه تعاونیها در منطقه آسیا و اقیانوسیه در قرن بیست و یکم (سخنرانی) ، همایش تعاون و گفتگوی تمدنها ، 10 تیر ماه 1380 ، تهران
> جانستون ، پیرچال – ترجمه دفتر تحقیقات وزارت تعاون ، 1379 ، تعاون ، کار ، مردم
> دفتر آموزش ، معاونت تحقیقات ، آموزش و ترویج ، گزارش عملکرد آموزشی سالهای 79 – 1372 ، 80 – 1373 ، وزارت تعاون ، تهران
> رودریگرز ، روبرتو ، توسعه تعاونیها راهی برای مقابله با چالشهای هزاره سوم (سخنرانی) ، همایش تعاون و گفتگوی تمدنها ، 10 تیر ماه 1380 ، تهران
> نیکوئی ، رجب علی ، الگوی آموزشی : ابزار تحقیق و توسعه در آموزشهای فنی و حرفه ای ، 1369 ، مجله هماهنگ شماره 17 ، دبیرخانه شورای عالی هماهنگی آموزش فنی و حرفه ای کشور ، تهران ، 17- 14
> نیکوئی ، رجب علی ، تأثیر آموزش فنی و حرفه ای بر توسعه اجتماعی – اقتصادی ایران ، 1371 ، مجله هماهنگ شماره 25 ، دبیرخانه شورای عالی هماهنگی آموزش فنی و حرفه ای کشور ، تهران ،
 19- 14 Carl Duisberg Gesellschaft e.V. , Berufsbildung sichtbar gemacht , Koeln 1993 Huettl , Ludwig (Prof.Dr.) , 1893 – 1993 Genossenschaftsverband Bayern (Raiffeisen/ Schulze – Delitzsch) e.V. , 1993 Muenchen , 575 Schubert , Helmut , Grundfragen der Berufsbildung , in Berufs- und Arbeitspaedagogik / hrsg.
von Martin Schmiet , Duesseldorf 1991
فهرست مندرجات
الف ) وضعیت موجود
 1- مقدمه
 2- تعاون و آموزشهای وزارت تعاون دریک نگاه
 3- ارزشیابی آموزشی
 3-1- خلاصه اهم نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به ارزشیابی دوره های آموزشی
 3-1-1- دوره های آموزشی تکدرس ( نظرخواهی از آموزش دیدگان )
 3-1-2- بررسی سمینارها ، گردهمائیها و جلسات آموزشی
 3-1-3- سایر نظرخواهیها
 4- برآورد نیاز آموزشی
 4-1- خلاصه اهم نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به برآورد نیاز آموزشی
 4-1-1- بررسی نیروی انسانی وزارت تعاون
 ب ) پیشنهادات و ارایه راهکارهای عملی و اجرایی
 1- رسالت آموزش حرفه ای 2- الگوی مؤثر آموزشی برای بخش تعاون
 2-1- مقایسه نظام های آموزش حرفه ای
 2-2- الگو و روشهای پیشنهادی برای دوره های آموزشی وزارت تعاون
 2-2-1- دوره های نوآموزی فنی و حرفه ای
 2-2-2- دوره های آموزشی الزامی
 2-2-3- بازآموزی حرفه ای
 3- فضا ، امکانات و تجهیزات آموزشی
 4- مدرسان و مربیان
 5- تحقیق و توسعه در آموزش v جداول و نمودارها v فهرست منابع و مآخذ